|
عشق تو باغ بلوره مصه چشمایه قشنگت پر نوره عشق تو یه عشق پاکه مصه اب پر طلاطم چه زلاله عشق تو واسیه من قشنگ ترین واژه تو دنیاس میدونی که اولی و اخری واسم تو دنیاس عشق تو یه سرزمینه سرزمینی پر ترانه با صدایه عاشقانه با نوایی دلبرانه که تو لحظه،لحظه من تویه سینه تویه قلبم میشود جاودانه نفصه من... اگه من با تو باشم اگر رو حسیر بشینم اگه هیچ نداشته باشم با تو من مالک دنیام با تو در نهایتم من با تو انگار تو بهشتم با تو پر سعادتم من دیگه از مرگ نمیترسم عاشق شهامتم من تقدیم به عشق همیشگی و مهربون خودم
سلام بچها... خوبین بهترین و بی ریا ترین دوستان من... بدم میاد از تعریف الکی...جدی میگم شما بهترین و بی ریا ترینین چون که.نه منو میشناسین نه منو دیدن نه هیچیه دیگه...ولی با این حال این همه هوامو دارین یه علی میگم شما میگین علی علی...چیزی که تو واقعیت همیشه دنبالش میگشتمو میگردم ولی پیداش نمی کنم... یچیزی بگم بخندیم...تا حالا شده دوستایی داشته باشین که بخاطر قیافتون باهاتون باشن...شاید مسخره بنظر بیاد شایدم واسه خودتونم اتفاق افتاده...یعنی چون خوشگلین(تف به این قیافه دلم خیلی گرفته...خیلی.چرا من نمیمرم؟؟؟؟؟؟چرا هرکاری میکنم شاید بمیرم شانس میارمو خدا نجاتم میده؟؟؟؟ اخه خسته شدم دیگه... اگه بگم هیچکی کم لطفی کردم همه نه دوستایه خیلی خیلی خوبم دارم مصه شما مصه...ولی بقیه هیچکی منو بخاطر خودم نمیخواد بخاطر خودم با من دوست نمیشه...مدرسه که میرفتم همه مدرسه باهام دوست بودنو باهام خوشو بش داشتن...خوب معلومه دیگه هرکی یه کاری داره یه مشکلی داره کی از من بهتر باید واسشون انجام بدم چون دوستیم چون باید معرفت مرام بزارم ولی وقتی اندازه یه سر سوزن کمک میخواستم اندازه یه تاره مو بهشون احتیاج داشتم یه نفرم پیدا نشد...نه نشد بچها برام دعا کنین امشبا اگه مسجد میرین هرجایی میرن یا اگه اصلا جاییم نمیرین واسم دعا کنین...زیاد از تو خرد و خاکشیر شدم...شاید اگه به هرکی بگم بهم کلی بخنده بگه برو شر نگو...نمیدونم خوبه این اخلاقم یا نه ولی وقتی پیش بچهام اینقد اذیتشون میکنمو میگمو میخندم که حتما پیش خودشون فکر میکنن سر خوش ترینو بی غمترین پسر رویه دنیا منم...هه هه هه کی میدونه که تا حالا شب نشده بخوابم بغض خفم نکرده باشه... عزیزایه دل من فرشتهایه اسمونی تورو خدا برام دعااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا کنین خاکه پایه هموتن... عزت زیاد
شاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام علیکم خاکه پایه همه بچها بلوگ اول از همه این ایام تسلیت برهمتون میخوام از این به بعد یجور بامزه بنویسم ایشالا که خوشتون بیاد هله بگین ببینم ایشتوین یا نه؟؟؟رندین یا نا؟؟؟؟؟ ایشالا که همیشه حالتن خوب بشه و سر کیف و سر حال بشین... راستش نمخواستم الون بیم اپ کنم امبر بره ایی که امروزا بیشتر با بچهامو ظهرام مرییم مسجد بخور بخورو شرمنده نوکر همگیتنم عزت زیاد
سام علیکم... چاکر همه بروبچ خاکی و دوست داشتنی... خوبین؟؟؟خوشین؟؟؟خوش میگذره؟؟؟؟؟دنیا بر وقف مرادتون هست؟؟؟؟ خدا رو شکر فدایه دلایه مهربونتون بشم مصه همیشه دلم خیلی گرفته من یه دوستی دارم بچه خیلی خوبیه.چند سال پیش این عاشق یه دختری میشه...عاشق واقعیا.نه از اینا که بعد چند وقت یخشون وا بشه و بفهمن انتخابشون تحفه ای نیس بیخیالش بشن...با اینکه هنوز سنش واسه زن گرفتن یکم کم بود ولی ۲دقه رفت خواستگاری اون دختره...قبل اینکه بره خاستگاری و اینا این دختر بیشعور هر موقع از کنار این رد میشد از همون ته که میومد تا وقتی رد میشد میرفت همین جور بر میگشت به این نیگاه میکرد...بعد که این رفت خواستگاری و فهمید اینم بهش حس داره و بیشتر از خودش دوستش داره خودشو گرفت جوری که انگار نه انگار تا همین دیروز رد که میشد کف بالا میاورد و از کنارش میگذشت...خلاصه ۲باریم که رفته بود خواستگاری دختره خودش جواب رد داده بود دلیلشم من نفهمیدم...دوستم هر روز حالش بدتر میشد مدام دورو بر اون کثافت میپلکید جوری شده بود که اگر یه پسر الکی ۲دفه ازجلو این دختره رد میشد کتک خوردنش حتمی بود...همه دیگه فهمیده بودن این خودشو بدخت اون کرده حالا دختره هم تحفه ای نبودا...هرچی به گوشش میخوندیم بابا حیفت بیاد از خودت چیه این...تو اشاره کنی۱۰۰۰تا دخمل خوشگلتر و بهتر از این واصت ضعف میرن ولش کن بره ولی بیخال بشو نبود که نبود تا اینکه دختره یه روز بهش زنگ زده بود و مدتی باهم حرف میزدن دختره شرط واسش گذاشته بود تو برو خدمت اومدی بیا من ماله تو...اینم خوشحال سری رفت دفترچه گرفت قید درسو کارو همرو زد رفت سربازی...الان ۲ ماه دیگه بیشتر به تموم شدن خدمتش نمونده ولی دختره بیشعور چند شب پیش به یه نفر دیگه که رفته بود خواستگاریش جواب مثبت داده بود...اون پسره هم طبق تحقیقاتی که خودمون کردیم یه نشگیه زنا کا... واقعا که خلایق هرچی لایق... دوسته بدبختمم الان... ای کووووووووووووووووووووووووووووووفت بزنه الاهی همتونو خیروبهره نبینین ایششششششالا... یه داستانم بزارم حالو هواتون عوض بشه جیگملا... پشت درب اطاق عمل نگرانی موج میزد. بالاخره دكتر وارد شد، با نگاهی خسته، ناراحت و جدی ...
سلام سلام بچهاااا شطوله حال شوماااااا خوووین؟؟؟؟ تو این پستم اومدم باهاتون کلی دعوا کنم البته نه با همتونا بعضیاتون... من ازتون کمک میخواستمااا قربونه بعضی از بروبچ که راهنامییم کردنو گفتن اینا طبعیه...هرچند خودمم اینا رو میدونستم... ولی فک کردین...باهمتون قهرم....نامردااااااااااااااااااا نیگاه ببین چه زودم ناراحت میشن.بی جنبها شوخی کردم بابا... راستش همین الانم که دارم اینا رو مینویسم دلم خیلی گرفته...ولی چیکار میشه کرد به خودم همیشه میگم حالا که از تو خورد و خاکشیریم بدرک...حداقل بزار ظاهرم شاد نشون بده و سرخوش باشم... برای اینکه واسه این پست دست خالی نیومده باشم گفتم یه داستان کوتاه ولی خیلی خوشگل که از تو کتابایه....خوندم بزارم شاید خوشتون بیاد... اسمشم نمیگم تا همشون بخونین بعد بفهمید...هه هه هه ”شجاعت یعنی چه؟” محصلی در قبال این موضوع فقط نوشته بود : ” شجاعت یعنی این ” و برگه ی خود را سفید به ممتحن تحویل داده بود و رفته یود ! اما برگه ی آن جوان دست به دست دبیران گشته بود و همه به اتفاق و بدون …استثنا به ورقه سفید او نمره ۲۰ دادند فکر میکنید اون دانش آموز چه کسی می تونست باشه؟ . . . . !!!دکتر شریعتی!!!
نوکر بروبچ... شطول مطولین... هستین پلو تو دوری... بچهاااااااااا من یه مشکلی دارم که به کمکتون نیاز دارم... کمکم میکنین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بچهههاااااااا اگه یوقت تو خونتون جوری بشه که همه بهتون شک کنن شما چیکار میکنین؟؟؟(در صورتی که واقعا شما هم هیچ گند کاری و کار بدی نگرده باشین) مصلا مامان جونتون فک کنه شما معتاد شدین در صورتی که شما اصلا از دود متنفر باشین.ولی چپ بره راست بیاد بگه بو تریاک میدی بو دود میدی بو...هه هه هه بخدا خیلی سخته نزدیک ترین کست کسی که باید غم خوار درد و مرگو رنجت باشه بهت از همه نظر شک داشته باشه خیلی سخته... یا مصلا تو اتاق نشستم دوصتم زنگ میزنه حالا اونام کاری ندارنو حرفاشون چرتو پرته مصلا میگن واصمون یه دیویدی اهنگ جدید بزن یا هر چرتو پرت دیگه در همین زمینها....شانس همون موقع که مامی میاد حرف ما هم تموم میشه و خدافظی میکنیم...بر میگرده میگه حرف بزنین دیگه چرا قط کردی مشقول باش...حیف از اون پسر من که یه مشت دختره...خرابش کردن...اخه بگو خاک تو سر من بشه الاهی مگه من دیوانم یا واقعا اینقد پسرتو اشقال فرز میکنی که اینجور راجبش فکر میکنی...این فقط یه بر از مشکلات منه اون بر دیگه بابامه که بدتر از این که نگم بهتره.... بچها اگه شما تو موقعیت من میشدین چیکار میکردین؟؟؟؟ ایا واقعا تا حالا تو همچین شرایطی بودین؟؟؟ تورو خدا...کمکم کنین اگه میتونین؟؟؟ منتظرماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا قربونه شکل ماهتون برم چاکرتونم فعلا...
خدا یا کفر نمی گویم! پریشانم چه میخواهی تو از جانم؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی خداوندا! اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیاندازی و شب آهسته و خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر میگویی میگویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایهی دیوار بگشایی لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری و قدری آن طرفتر عمارتهای مرمرین بینی و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندا! اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت از این بودن، از این بدعت خداوندا تو مسئولی خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است!
|
About![]()
من کیم؟؟هنوزم ادمم؟؟؟یا مصه خیلیا ادم بودنو ول کردم شدم یه حیوون...انگاری واسه ادم نبودن این روزا بیشتر ارزش قائل میشن خوب ادمم که هرکاری به نفعشه رو میخواد...پ منم حیوون
Home
|